غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
665
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و اگر زمين صلابت داشته باشد بمعالجه احتياج پيدا كند چنانچه در قنوات و آبار بجاى آورند و اختلاف بقاع و تغييرات هوا را در عذوبت و لطافت آب و ملوحت و حرارت و برودت آن اثرى تمام است و بعضى از چشمهاى غريب اين است كه مذكور مىشود . عين اروشنك از ضياع قزوين است و آبش مسيل باشد و چون از آن موضع بموضع ديگر نقل كنند اين خاصيت ندهد . عين الطف در ميان اسفراين و جرجان است و آب بسيار از وى حاصل گردد و در بعضى اوقات اين آب انقطاع يابد و جمعى كثير با اسباب مناهى و ملاهى بدانجا روند و رقاصى كنند تا باز جارى شود . عين بادخان در حدود دامغانست و هرگاه نجاستى در آن افكنند باد و طوفانى قوى پديد آيد و صحت اين خبر بتواتر پيوسته و چنين گويند كه در نواحى غزنين نيز مثل اين چشمهايست . عين ملطيه چشمهايست كه آب سفيد از آنجا بيرون ميآيد و چون آنجا بياشامند مضرتى نرساند ليكن اگر مقدارى دور تر برند و بخورند در بدن سنك گردد و سبب هلاكت شود . عين داراب درين چشمه گياهيست كه هرگاه كسى جهة غسل در آنجا درآيد آن گياه در وى پيچد و هرچند اضطراب بيشتر نمايد محكمتر گردد و چون لحظهء صبر كند بخاصيت همان آب از وى دور شود . عين دوراق آبش در غايت حرارتست چنانچه اگر كسى دفعة واحده به آن چشمه در آيد اندام او بسوزد اما اگر بتدريج در آن رود ضرر نرساند بلكه نافع امراض بلغمى باشد و گاهى دخانى از آن چشمه متصاعد گردد و مشعلهاى سرخ و زرد و سبز از آن بدرخشد . عين الجراد در ميان شيراز و اصفهانست و آب آن دافع مضرت ملخ است و هرگاه در بلدى از بلاد ملخ بسيار شود آب آن را در ظرفى كرده به آن شهر برند و اصلا بر زمين ننهند تا به مقصد رسانند آنگاه از جائى آن را بياويزند لشگرسار از عقب بيايند و تخم ملخ را براندازند و مشهور چنانست كه هرگاه آنظرف را بر زمين نهند خاصيتش زايل شود . عين مسكوره چشمهايست برابر سپرى در اراضى اندلس و باوجود صغر اگر لشگرى بر كنار آن نزول كنند همه را سيراب گرداند و نقصان در آبش ظاهر نشود . عين النار در نواحى انطاكيه است و هروقت قصبى در آن افكنند در ساعت بسوزد . عين الفار بحدود مصر در مرغزاريست و در آن ناحيه خاكيست كه چون از آب آن چشمه گل شود از آن موش متكون گردد .